الشيخ الصدوق ( مترجم : اصفهاني )

313

عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي )

حواريين را حواريين ناميدند فرمود اما در نزد مردم يعنى عامهء عميا از اين جهت آنها را حواريين ناميدند كه آنها قصار يعنى گاز ربودند كه جامه ها را بشستن از چرك پاك و خالص ميكردند و اين حواريين اسمى است كه از الخبز الحوار ) * برداشتند « مترجم گويد » كه حوار بضم حاء مهمله و تشديد و او معنى آرد سفيد است كه معنى آن زبده آرد است پس الخبز الحوار ) * بمعنى نان سفيد است و حواريين گويند به اين جهت كه ايشان خود را خالص و پاكيزه و پاك گردانيدند و غير خود را از چركهاى گناهان بموعظه و تذكر پاك ميساختند . راوى گويد كه عرض كردم چرا نصارى را نصارى ميگويند حضرت فرمود از اين جهت كه نصارى از قريهء بودند از بلاد شام كه اسم آن ناصره بود مريم و عيسى بعد از آنكه از مصر مراجعت كردند در آنجا فرود آمدند . ابى طاهر بن حمزه از حضرت رضا ( ع ) روايت كرده است كه آن جناب فرمود طبايع چهار است يكى از آنها بلغم است و آن بمنزلهء دشمن جدلكننده است و بعضى از آنها خون است و آن بمنزلهء بنده است و بسا هست كه بنده مولاى خود را بقتل مىرساند و بعضى از آنها باد است و آن بمنزلهء پادشاهى است كه با رعيت مدارات كند و بعضى از آنها صفرا است هيهات هيهات چقدر دور است سلامتى به آن زيرا كه آن بمنزلهء زمينى است چون به حركت آيد هر چه بر روى آن است به حركت آيد ابن يعقوب بغدادى گويد كه ابن سكيت به حضرت رضا ( ع ) عرض كرد چرا حقتعالى موسى را بيد و بيضا و عصا و آلت سحر مبعوث فرمود و عيسى را بطب مبعوث گردانيد يعنى بمرده زنده كردن و محمد را بكلام فصيح و خطبه هاى بليغه مبعوث كرد يعنى چرا هر يك از اين پيغمبران را بمعجزه خاصهء مبعوث گردانيد حضرت رضا ( ع ) فرمود وقتى كه حقتعالى موسى را بپيغمبرى مبعوث كرد اغلب افعال اهل زمان او ساحرى و جادوگرى بود پس از نزد خدا چيزى از براى ايشان آورد كه وسع آن قوم نرسد مثل آن بياورند و سحر آنها را باطل گرداند و حجت بر ايشان اثبات فرمايد و عيسى را در وقتى مبعوث گردانيد كه آفات و عاهات زياد ميبود و مردم محتاج بطبابت ميبودند پس عيسى از نزد خدا چيزى براى ايشان آورد كه مثل آن نزد ايشان نبود و نه ميتوانستند مانند آن بياورند چه معجزهء كه آن جناب آورد زنده كردن مرده و به كردن كور مادر زاد و پيس باذن خدا بود و به اين سبب حجت بر ايشان اثبات فرمود ، حقتعالى محمد ( ص ) را در زمانى مبعوث گردانيد كه اغلب افعال اهل عصر او خطب و سخنورى بود و گمانم آنست كه فرمود شعر بود پس محمد ( ص ) از براى ايشان از كتاب خدا و مواعظ و احكام چندان آورد كه قول ايشان را باطل كرد و حجت اثبات فرمود پس ابن سكيت عرض كرد به خدا سوگند كه هرگز مثل توئى در اين زمانه نديدم پس حجت بر خلق امروز چيست فرمود عقل كه به آن مىشناسى كسى را كه نسبت به خدا راست ميگويد و تصديق ميكنى او را ميشناسى به آن كسى را كه نسبت به خدا دروغ ميگويد و تكذيب ميكنى او را پس ابن سكيت عرض كرد به خدا